شاهدخت سرزمین ابدیت
بالا نوشت: زمستان گذشته است گل ها شکفته اند باز زمان نغمه سرايي فرا رسيده است و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگ ها پنهان هستی بيرون بيا و بگذار صدای شيرين تو را بشنوم و صورت زيبايت را ببينم زيرا اکنون ديگر زمستان به پايان رسيده است تو را به جاي همه کسانی که که نشناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زيسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب مي شود و برای خاطر نخستين گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کساني که دوست نميدارم دوست می دارم سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد دوباره گلی برويد شبيه آنچه در بهار بوييديم پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز خودش نوشت: 1-خیلی این شعر و دوست دارم مخصوصا اخرش و (پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز...) یه جورایی نا امیدی رو از درون ادم پاک می کنه.پس تقدیم به تمامی کسانی که روی این زمین خاکی دلی شکسته دارن و یه کمکی هم ناامیدن. گفتم ناامیدی یه چیزایی برای نوشتن پرید توی ذهنم. دیدی بعضی وقتا بدون هیچ اتفاق خاصی ناامید می شی پایین نوشت: 1-ببخشید اگه از یادگاری بعضیا عکس ننداخته بودم.یعنی اگه هم می نداختم نمی شد همشو گذاشت توی یه پست که........... ایشالا دفعه های بعد. 2-راستی این خبرنامه که گذاشتم تو وبلاگم واسه اسون کردن کار خودمه و خودتون اخههههههههه باید به همتون دونه دونه خبر اپ شدن وبلاگم و بدم ولی اینجوری ییهویی واسه همتون یه ایمیل می فرستم.پس لطفا عضو بشید. 3-یه تشکر خیلی خاصم ازگل یخ جون خودم بکنم که یه یاداشت خوشگل برای من تو پست جدیدش نوشته بود.مرسیییییییییی. بقلی نوشت:راستی تولد وبلاگ پینکی مهربون بود ودر اخر(حرف اخر): چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست قربون همگی(((-: بالا نوشت: زندگی دفتری از خاطره هاست خاطراتی شیرین خاطراتی مغشوش ما ز اقلیمی پاک که بهشتش نامند به چنین رهگذری امده ایم گذری دنیا نام که ز نامش پیداست مایه ی پستی هاست خودش نوشت: 1-(اولا از همتون ممنون به خاطر نظرای خوبتون) حالا بریم سر امار راجع به موضوع دل شکستن و شکسته شدن نزدک به 80% نفر از کسایی که نظر دادن به موضوع هیچ ربطی نداشتی خوب می مونه 20% باقی مونده که یه سریا اعترف کرده بودن که دل شکوندن و یه سریا هم نه گفتن یکی دلمون رو شکونده ( فقط می تونم اینو در این باره بنویسم======> 2-یه ذره دلم گرفته یه سری اتفاقا یهو با هم افتاد و داره می افته فکر کن چند تا از عزیزترینات یک دفعه با هم از پیشت برن و تقریبا واسه همیشه ازت دور باشن هم بازیه دوران کودکیت کسی که تو بین تمام دعواهایی که باهاش کردی جز شیرینی روزگار و نمی بینی چه توی بچه گیا و چه توی الان ولی بازم به این حرف سهراب دلم و خوش می کنم پس سقف بالا سر هممون یکیه اگه دلمون واسه هم تنگ شد کافیه یه ان یه نگاه بهش بکنیم و بدونیم و مطمئن باشیم که عزیزانمون هم زیر همین اسمونن و اونوقت که احساس می کنیم بهشون نزدیکیم( اخیش یه ذره درد و دل چقددددددددددددددددددد خوبه ها حالم بهتر شد 3-پارچه ای بهترین دوست جونای وبلاگ نویس اینم یادگاری دکتر بوترابی گل یخ اینا اینم چندتا یادگاری دیگه.اخه قضیه ای نیست. بقلی نوشت: وبلاگ گروهیمونم گاهی اوقات یه نگاهی بندازین.پت راجع به کار نوشته که الان یه مشکل بزرگ واسه جوونا شده. پایین نوشت: 1-شعری رو که تو بالانوشت نوشتم و اگه یه کمی بهش دقت کنید می فهمید که بی ربط نیست 2-ببخشید که دیر اپ کردم و خیلی کوتاه و در اخر(حرف اخر): ما به هم محتاجیم مثل دیوونه به خواب مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب ما به هم محتاجیم مثل ما به آدما مثل ماهیا به آب مثل آدم به هوا قربون همه ی دوست جونام برم بالا نوشت: چه بگویم به تو ای رفته ز دست بودم از مستی چشمان تو مست این من سنگ پرست مرگ بر انکس که دلش را به دل سنگ تو بست خودش نوشت: چند وقت پیشا با چند تا از دوستان توی کنفرانس داشتیم راجع به دوست داشتن بحث می کردیم(هم بچه های پرشین بودن و هم چندتا از دوستای دیگمون). به این نتیجه رسیدیم که همه می گن دلمون شکسته و شکست عشقی خوردیم. پس کجاست اون کسی که دل این همه ادم رو شکونده؟! بچه ها نظرای مختلفی دادن . منم گفتم (مثه همون ضرب المثل معروفی که می گه چیزی که عوض داره گله نداره). جدی وقتی از هر کی می پرسی می گه دلم و شکوندن یا شکست عشقی خوردم /کی شکننده بوده؟ حالا شما دل شکستید یا دلتون رو شکوندن؟ بدون دروغ و صادقانه جواب بدید.می خوام یه نیمچه امار بگیرم و تو کنفرانس بعدی بگم که فکرمون درسته یا اشتباه. پایین نوشت: ۱ـ به قول یکی از دوست جونام ۲ـ اگه از این موضوع دوست داشتن و دل شکستگی و اینا خوشتون اومد حتما راجع بش نظر بدید و اگرم که دوست داشتید بیاید کنفرانس بگید تا تکلیف این سر در گمی معلوم بشه.(اخه جدی جدی شده یه علامت سوال ۳ـ چند تا از دوستان می خواستن بدونن من رو با چه نامی لینک کنن .همین (شاهدخت سرزمین ابدیت بقلی نوشت: فعلا که خالیه. و در اخر(حرف اخر): من اینجا بسی دلتنگم هر سازی که می بینم به اهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی بازگشت بگذاریم ببینیم اسمان هر کجا همین رنگ است التماس دعا






.به احساسی می رسی که تقریبا می شه بهش گفت پوچی
........... خوشبختانه خیلی وقته که این احساس سراغم نیومده و خیلی هم از زندگی و این چیزا ناامید نیستم.خوب من خیلی خوش بینم بدترین اتفاق رو هم می ذارم به حساب شانس و می گم شاید امکان داشت بدترش برام اتفاق بیفته.راستش دنبال راه هاییم که چطوری می شه چند تا ناامید و از تو لاک خودشون اورد بیرون.همین.




تولد سه سالگی وبلاگش مبارک



اول از همه عیدتون مبارک



( نتیجه:اصلا دل ندارن و نداشتن
)
نتیجه گیری کلی می تونه این باشه که من اشتباه می کردم که همه می گن دلمون و شکستن الان بیشتر همه بی تفاوتن تا دل شکسته
)
اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد ، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي



هر کجا هستم باشم اسمان مال من است
شاید نسبت به خودمون خیلی دور ولی نسبت به تمون مخلوقات خدا خیلی نزدیک
)
رو که تولد پرشین بلاگ بچه ها روش برام یادگاری نوشته بودن رو روزی که رفتیم شیرخوارگاه امنه از گل یخ گرفتم
(اخه امانت گذاشته بودم پیشش
) و زدم به دیوار اتاقم گفتم چند تا عکس ازش بگیرم بندازم تو وبلاگم تا بچه ها و اونایی که برام خاطره نوشتن ببینن.



دلم واسه مامانی هستی تنگ شده چند وقتی که سر یه 



.ماه روضون تموم شد و دوباره هممون می چسبیم به این دیار فانی.
.اینجا شلوغه خیلیم شلوغه
.تو این شلوغی دارم می نویسم بازم خالی از لطف نیست.












:کسی که دل یکی رو می شکونه عذاب وجدان می گیره و میدونه شاید این بلا سر خودشم بیاد
و شایدم منتظر می مونه که دلش بشکنه تا عذاب وجدانش اروم بگیره واسه همینم از اول اسم خودشو میذاره تو لیست دل شکسته ها.





(اصلا این دل رو بکن بنداز کنار/ولش کن/تو این روزگار به دل کسی احتیاج نداره که
)از طرفی خیلی راست می گه
اینطوری حداقل امار این همه دل شکسته که معلوم نیست شکنندش کیه کمتر می شه.
و چند وقتی موضوع بحث شده که چرا از هر کی می پرسی مگه:دست رو دلم نذار که خونه/دلم شکسته و................)

)خوبه دیگه.








